أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
122
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
فزوينيان از پرداخت جزيه سرباز زدند و اظهار اسلام كردند . گويند : آنان نيز چون اسواران بصره مسلمان شدند ، كه با هر قبيله كه خواهند پيمان حمايت بندند . اين را به كوفه شدند و با زهرة بن حويه ، پيمان بستند « 1 » . آنان را از آن پس « حمراء ديلم » خواندند . برخى ديگر گويند : آنان مسلمان شدند و در همان قزوين بماندند و سرزمينهاشان چنان كه شرط كرده بودند ، عشريه ، ( - ده يك گزار ) شد . و بدين گونه براء بن عازب ، طليحة بن خويلد اسدى را با پانصد سوار بر دستبى گمارد . اين سواران در آن جاى زاد و رود كردند . فرزندان و فرزندزادگانشان تا امروز در قزوين و دستبى هستند . و كشتزارانى به ارث بردهاند . اين كشتزاران ، از طرف سلطان ، با قبالهء پنجاه ساله و بيشتر و كمتر ، در دست آنان بود . چه ، كسى را در آن زمينها و كشتها حقى نيست ، زيرا كه آنان خود آنجاها را آبادان كردهاند و نهرهايشان روان ساختهاند . از اينجاست كه برزيگران آنجا را ، متقبلان ( - قباله داران ) خواندهاند ، كه آنان براى آن كشتها از سلطان قباله گرفتهاند . يكى از مردم قزوين ، فرزند خويش را كه در ركاب براء بن عازب [ سردار اسلامى ] جهاد مىكرد ، اين سان به كارزار وا مىداشت : هنگامى كه تو كارزار كنى ، ديلميان به خوبى بدانند كه فرزند عازب به جان سپاهشان افتاده است ، و همانا گمان پيروزى مشركان تباه است . براء از آن پس با ديلميان جنگيد ، تا خراج گزاردند ، آنگاه با جيل ( گيلان ) و ببر و طيلسان كارزار كرد و زنجان را كارزار گشود . وليد بن عقبة بن ابى معيط ، از سوى عثمان ولايت كوفه داشت . او نيز با ديلمان از نواحى قزوين جنگ كرد . با آذربايجان و گيلان و موغان ( موقان ) و ببر و طيلسان نيز بجنگيد . سپس باز گشت .
--> ( 1 ) - عبارت متن ( ص 281 ) : حالفوا . از همان حلف و حليف ، كه گويند حليف بنى فلان .